|
خانه ی فرهنگ گیلان
|
||
|
شرح اخبار/گزارش هاوعملکردخانه فرهنگ گیلان |
گروه داستانی خانهی فرهنگ گیلان عصر روز سهشنبه مورخ 16-5-86 به نقد و بررسی مجموعه داستان «مورچه هایی که پدرم را خوردند» اثر علی قانع پرداخت.
در ابتدای این نشست علی قانع به ذکر بیوگرافی از خود پرداخت و داستانی از مجموعهی را با نام «بلوغ» برای جمع خواند.
او در ادامه گفت: تواضعی که در داستاننویسان گیلانی است در هیچ کجای ایران وجود ندارد. متاسفانه در تهران این طور رسم است که حتماً باید وارد باندهای محفلی بشوی تا بتوانی داستان بخوانی و عرض اندام کنی. خوشبختانه در گیلان و خانهی فرهنگ این فضا وجود ندارد. و من از این بابت بسیار خوشحالم. اگر قرار باشد نام 10 هنرمند را در عرصهی ادبیات نام ببریم مطمئناً 5 نفر آن گیلانی خواهند بود و به راحتی از کنار نام شان نمی توان گذشت.
او در ادامه گفت: یک نفری در خارج از ایران گفته نویسنده های ما بی سوادند البته ممکن است به روز نباشند اما مطمئنا بی سواد نیستند.
متاسفانه در مطبوعات نيز انتظاري كه جامعه روزنامهخوان دارند برآورده نميشود. گويي همه دبيران سرويس ادبي از يك دفترچه تلفن با 10 تا 12 شاعر كپي كردهاند و همين دفترچه را نیز در اختيار ديگر دبيران سرويسهاي ادبي قرار ميدهند.

فریدون رحیمی (فریاد) 11 مرداد در حلقهی شاعران 5 شنبهها همیشهی خانهی فرهنگ گیلان حضور یافت.
فریاد شاعر و مترجم آثار یانیس ریتسوس شاعر ملی یونان طی 22 سال اقامت در یونان به عنوان سفیر و رایزن فرهنگی به خوبی توانسته نسبت به معرفی و شناخت فرهنگ و ادبیات دو کشور نقش قابل ستایشی ایفاء کند.

او که سالها با ریتسوس دوست بوده توانسته ترجمههایی بسیار شبیه به اصل به خوانندگان فارسی معرفی کند. در ابتدا قسمت هایی از فیلم مستند یکی از فیلمسازان مطرح یونان دربارهی فریدون فریاد به نمایش گذاشته شد.

سپس در ابتدای حضور فریاد، علی رضا پنجهای مسوول حلقهی شاعران 5 شنبه ها همیشهی خانهی فرهنگ گیلان خاصه برای نوآمدگان و جوانان از شعرهای آرمان خواهانهی ریتسوس گفت، سپس فرامرز طالبی نویسنده و از دوستان فریاد به طور مفصل از زندگی و آثار فریاد و دلبستگی اش به فرهنگ زاد بومیاش گفت.
علی رضا پنجه ای ( شاعر و روزنامه نگار )
فریاد از شعرهای خود برای حاضران خواند، سپس دربارهی ترجمههایش از ریتسوس، فرهنگ یونان و اشتراکات فرهنگی مشترک با آنها موضوع ساخت فیلم سیصد که بر اساس لشکر کشی خشایار شاه به یونان و شیطنت و دشمنی با ایرانیها توسط سازندگان فیلم، همچنین موقعیت شعر امروز یونان و نکات مشترک و توفیر آن با شعر معاصر ایران سخنانی به سمع و نظر حاضرین رساند. وی در قسمتی از صحبتهایش به مفهوم نبودن شعر و شاعر در جامعهی یونان اشاره کرد. و این که از شاعران ما تنها خیام، سعدی و فردوسی را میشناسند و بس.
در پایان، دوستان حلقه به پرسش و پاسخ با فریاد پرداختند، عکس یادگاری و امضای کتاب از نکات صمیمی و جالب این نشست بود.

نفر جلو محمود بدرطالعی ( نویسنده)
نفر پشت فرامرز طالبی ( نویسنده )
گروه تئاتر خانهی فرهنگ گیلان در روز چهارشنبه 10 مرداد 86 جلسهای را با عنوان «مقدمهای بر شناخت نمایشنامهی مدرن» ساعت 17 در مکان خانهی فرهنگ برگزار خواهد کرد و ورود برای علاقهمندان آزاد است.
سخنران این جلسه آقای «شهاب مجدی» مدیر گروه تئاتر و عضو هیات علمی دانشگاه تنکابن است. او متولد 1349 در تهران است که مدرک کارشناسی ادبیات نمایشی را در سال 76 از دانشکدهی هنر و معماری و همچنین مدرک کارشناسی ارشد خود را در سال 80 از دانشگاه تربیت مدرس اخذ کرده است.
وی عضو هیات علمی امناء انجمن نمایش شهرستان تنکابن میباشد و از عمدهترین فعالیتهایش داوری در چند جشنوارهی تئاتر و فیلم همچنین کارگردانی نمایش«فقط یک نور تخت» نوشتهی یوسف فخرایی است. مجدی بین سالهای 75 تا 77 به عنوان نویسنده نیز با گروه کودک شبکهی دو سیما همکاری داشته است.
شهاب مجدی هم اکنون نمایشنامهای با عنوان «شاعر شعر من» را نیز در دست چاپ دارد.
حدود یک ساعت قبل از تشکیل کارگاه حلقهی شاعران 5 شنبهها همیشهی خانهی فرهنگ گیلان تلفن همراه علیرضا پنجهای مسوول گروه شعر فارسی خانه به صدا در آمد و اباذر غلامی یکی از دوستان سایه گفت، سایه امروز به حلقهی شما میپیوندد، او خلاصهای از کارنامهی خانه را دیده و گفته این برنامهها در آلمان و تهران هم با این کیفیت و کمیت برگزار نمیشود.
او گفت من برنامهی کاری شما را با خود به آلمان میبرم تا دخترم که در این کارهاست از آن استفاده کند.سایه تقریباً با همگی حاضرین عکس یادگاری گرفت و کتابهای خود را برایشان امضاء کرد و با صبر و حوصله به پرسشهای علیرضا پنجهای برای چاپ در نشریهی گیلهوا – ویژهی فرهنگ هنر و ادبیات – دربارهی شعر معاصر، سنت، مدرنیته و آوانگاردیسم پاسخ گفت.
سایه در بخشی از صحبتهای خود گفت از مزایای بد عمر دراز، دیدن مرگِ دوستان و خاطره هاست. او از فضای موجود در عرصهی ادبیات گله کرد. از این که هنرمندان همدیگر را نفی میکنند.
او در ادامه افزود: بین شعر من، کسرایی، شاملو و اخوان فرسنگها فاصله بود اما شعر همه را کپی میکردیم و در محافل مختلف برای دیگران میخواندیم و شعر یکدیگر را مطرح میکردیم و هرگز ادعای گذر از نیما ، شاملو و ... نداشتیم. اما الان این طور نیست. نه در شاعران نه در اهل موسیقی، متأسفانه همدیگر را نفی میکنند
او پس از خوانش شعر توسط شاعران حلقه گفت: عناصر خوبی در شعرها هست اما به جز یکی – دو مورد در این جا، من در کلِ شعر ایران آن تفاوت و سبکی که باید باشد را نمیبینم همه انگار دارند مثل هم مینویسند و بر یک تم.
سایه در پایان گفت: گیلان همیشه با اهمیت بوده و این برنامههای شما در کمتر جای دنیا و ایران به این خوبی تشکیل میشود.
|
|